((جهانی شدن در آستانه هزاره سوم ))
بدست آوردن حلقه های ویژه در زنجیره های ارزش جهانی به عنوان یکی از پارامترهای حیاتی رقــــــابت بزرگ جهانی است که بوسیله آن یا حفظ موقعیت های راهبردی در این زنجــیره با استفاده از عامل ابـداع و تحرک سریع تر از رقبا می توان به شاخصه های جامعتری نزدیک شد.
لذا خلق نوعی فناوری بعنوان عامل کلیدی بدست آوردن جایگاهی مناسب درزنجیره های ارزش جهانی است که ازاهمیت بالائی برخوردارمی باشد که به جهت کسب نبـــــض بازارشناسائی این زنجیره با توجه به بهای بسیاربالائی که مطالبه خواهد شد ضروری است که درمشارکت با شرکت های صاحب تکــــــنولوژی که به مکانیسم های رقابت جهانی و منطقه ای آشنایی کامل دارند ارتباطی تنگاتنگ برقرار گردد،چه اینکه شرکت های مزبور بستر مناسبی را برای حضوردربازارهای جهانی فراهم خواهد کردو باایـده های خلاقانه خویش عامل ارتباط با بازار توسعه و فروش فناوری درجــهان خواهند بود که به بالا رفتن سهم شرکت های ایرانی در بازار توسعه و فروش فناوری می انجامد.
اما تجربه نشان داده است که تحقق این امر درعصرتوسعه فناوری های پیشرفته و به تبع آن بالا رفتن ارزش و اهمیت ""مـــــغزافزار""در مقابل سایر فاکتورهای موثر در نوآوری وتولید،بستگی کامل و مستقیم به چهار اصل غیر قابل انکار زیر دارد:
1)در اختیار داشتن تعدادکافی از متخصصین باتجربه،زبده و کارآمد
2)امکان فراهم سازی بستر و شرایط مناسب وارزان کار
3)دسترسی به Know why و Know how لازم 4)داشتن کانال ،ابزار وآموزش های لازم برای ورود به بازارهای معتبر جهانی
باتوجه به توسعه خلق فناوری از طریق ارتباط و مشارکت موثرباشرکت های صاحب تکـــــنولوژی ،امکان برآوردن نیازهای داخلی دربالاترین سطح امکان پذیرمی شود،که به گسترش حضور وبالا رفتن سهم شرکت های ایرانی در بازار توسعه و فروش فناوری در جهان می انجامد .
از روش های نظام مند به جهت ایجاد ارتباط سیستماتیک یک شرکت فناوری پیشرفته ایرانی با یک شرکت موفق اروپایی ایجاد حلقه های ویژه در زنجیره های ارزش جهانی می باشد که امکان یک تعامل راهبردی موفق را ارائه می دهد که تنها در این صورت است که در این حلقه امکان پلی بنیادی بین عناصر پیرامونی با مکانیسم های پیش رو خواهد بود.
((OUTSOURCING))برون سپاری
یکی از پارامترهای بارز در دنیای تجارت امروز استفاده از دانش و خلاقیت و نیروی متخصص با حداقل هزینه و با خدمــــات بالا می باشد که امکان آن در دنیای غرب موجود نمی باشد بدین معنا که اروپائیان به منظور رفع نیاز خود استفاده از خدمات مهــــــندسی و سایر خدمات انسانی را بهترین راه حل دانسته و از کشورهایی چون هند،ویتنام و ایرلند و....... که نیروی متخصص ارزان است را بهره می گیرند.
امروز کشورهای بسیاری از راه همین برون سپاری با ارائه خدمات به سایر کشورها ثروت کلانی کسـب کرده اند.برهمین اساس می توان با صدورخدمات مهندسی ،تکنولوژی اطلاعات وارائه قابلیتهایی این چنین مکانیسمی پویا و پایداررا در سطح بومی و جهانی به نمایش گذاشت .
همانطورکه اشاره شد ما با ایجاد یک پکیج با عناصراجرائی بومی و انطباق آن با اشـــل جهانی از یک دور باطل رها و به یک سیستم مینیاتوریزه واحد به سمت دگردیسی معنـــــایی خلق مزیت خواهیم نمود هم چون پروسه دگردیسی کرم ابریشم و تبدیل آن به موجودی بنام پــــروانه و تبدیل مواد خام گلها به عسل در زنبور عسل که خالق پروسه ای خلاق و شگرف می باشند.
این پیشنهاد یکی از فاکتور های موجود است که کاربرد این جهانی دارد که به یک مفـــــــاهمه ی جهانی ازطریق تعامل و تفاهم هم نظری وهم عملی حاصل می گردد ، که البته این موضوع نه از حیــث منشاء بحث بودن بلکه به لحاظ آنچه را که دربضاعت علم و قوه فاهمه مان مقتضی است تا بتوان به تعریفی منطقی پهلو زد، که صد البته در نهایت بنا بر مذاق وحدت عمومی به مرتبه ای از شناخت علمی و جمعی از ضرورت های معاصر مان نزدیک خواهیم شدکه سر فصل تازه ای در کالبد این زمانی می تواند مفید باشد.
بدون تردید انسان معاصر با یک برداشت دوگــــانه ، دو ســــــــویه از یک موضوع واحد همیشه دچار یک پارادوکسیکال مزمن بوده ونمی داند یا نمی خواهد قبول کند که هیچ چیز نتیجه خودش نیست بلکه نتـــــیجه خودش با دیگران است که متولی گونه ای از حالت و چگونگی های یکدیگرند.
هر چند سرچشمه پیدایش چنین انگاره هایی در اعصار کهن،عصر میانه،تا دوره معاصر وجود داشــته اما جهان امروز آن مفهوم اساطیری وباستانی خود را از دست داده اند وبا آن به عنوان پدیده ای که تــــــاریخ مصرف آن به اتمام رسیده برخورد می شود.
به ضرورت تاریخ معاصر خویش هم چنان انسان اول علیرغم رسم مرسوم میوه ممنوعه را با جسارت تمام وبه رغم توصیه بعضی ها استفاده کردیم که می بایست با ضرباهنگی دیگرگونه به نمایش تجلی بایستگی ها وظرفیت ها وفرصت های منطبق با قابلیت های درونی وپیرامونی،نحوه تعاملات منطقه ای وبین المللی جهت ارزیابی سازوکارهای ایجاد وحدت که جان مایه این زمانی است را کشف وطرز تلقی ونیاز خود را به تنوع ونیاز حضور عناصر جدید را امری قطعی و در جهت پیشبرد آن رسالت،که منشاء الهام عصر ماست،سعی واهتمام ورزیم.
جهانی شدن گوهری است بی بدیل که جلوه های معرفت وآگاهی را به انسان هدیه می کند،قلمرو این مــقوله قلمرویی به وسعت تمام تاریخ نیاکانمان است،و مناسبات آن با رویکردی نوین در بستر محوری بالنده و پویا نقطه عزیمت سپهر گفتمانی واقعیت موجود تاریخ معاصرمان خواهد بود.
یکی از رویکردهایی که عامل تاثیرگذار دیدگاههای تجربه شده در فرآیند جهانی شدن می باشد حول این سه محور به زعم من قابل تامل وتعمق است که بدین شرح می باشد:
1)محور اول:شناخت مفاهیم و نظریه هایی که نقطه عطف انتقال تاریخی از احساس به تعقل است.
2)محور دوم:فرهنگ سازی و کاربردی کردن خواستگاه آن طبق قواعدوقالبهای هنجارپذیر.
3)محور سوم:تعیین جایگاه خرد جمعی متبلور از موقعیت های نو در حیطه زیباشناسی.
محور اول:
(شناخت مفاهیم و نظریه هایی که نقطه عطف انتقال تاریخی از احساس به تعلق است)
یکی از فاکــــتورهای بازدارنده به جهت درک ضرورت های تاریخی اینست که جهانی فکر میکنیم و بومی عمل می کنیم،بهاری فکر می کنیم اما پائیزی عمل می کنیم یعنی ما آماده ایم ضابطه های استــــــاندارد شده معاصر را مطابق سلایق و علایق خویش تحلیل و تفسیر کنیم یا به تعبیردیگر پایمان در سنـــــتهای صرف و سرمان درنوآوری بسر می برد ،در صورتی که شالوده مادی تکامل تاریخ ماحصل تلاش نیرو هایی بوده که با انگیزه های پویا و خلاق خویش تولید معنا کرده اند نگاه معاصر پویا و پر شتاب در حال پیش بینی جایگاه خود در آینده است و اینکه چگونه با زمان به پیش خواهد رفت به باور من همه ی اینها بازتاب آن است که ما درکجای زمان ایستاده ایم ؟یا جایگاه واقعی ما کجاست؟که تنها برآیندی ازحلقه وصل عناصراین جهانی است.
اگر زمانی جهانی شدن تقاضای بالــــقوه بشر بود هم اینک نیاز بالفعل بشری است که باید از چنبره مرزهای فرضی رها گشته ودر آوردگاهی مطمئن بستر ساز آفرینش های خلاقانه باشد.
بی شک چون هیچ واحد و سیستمی مجرد در جهان وجود ندارد و هر اتفاق و رویدادی در مقـــــیاس جهانی عملکردی در مقیاس محلی روی داده است ضرورتی است که با تشخیص المانهای مشترک که دارای ویژگی های همسان هستند به یک فهم متعارف نزدیک شده و ازاحساس صرف به شـــــعوری منطقی و در نهایت با شهودی معقول وارد حوزه جهانی شود .
ترغیب این مرقومه حول این مضمون ،تفهیم این مطلب است که کلید اعتـــــــــبار تحولاتی که منجر به تغییر رویکرد انسانها می گردد.متبلور از سطح تطور و تنوع بینش و شرایط اجتماعی اوست که تا این مکانیزم به امتزاج محتوایی و اصولی ختم نشود نمی توان پاسخی در خور قلمرو آن پیدا کرد .
به قاعده می بایست با دیدی جامع ،علمی و آینده نگر در حوزه های ماندگار تمهیدی را ایجاد کرد که از هر گونه تردیدو دوگانگی مصون مانده تا جلوه های تعالی در اندیشه جمعی محقق شود.اینک قضاوت ما روشن تر از دیروز ماست و فردا نیز با جوهر قلم معرفت و اندیشمندانه امروز رقم خواهد خورد آفتاب امروز در طبیعت جهان بدیع رو به نوشدن های سریع ،رنگ و بوی تازه ای به خود گرفته و امروز را همچون دیروز دانستن،توقف در ایستگاه خاموشی و سکوت است که بمثابه به زیر چرخ دنده های تقدیر ماندن است و ناگزیر از تحمل سرنوشت تراژیک خویش .
اینک در آستانه هزاره سوم به ضرورت اجماع جهــــــانی با رویی به جلو و نگاهی به پشت سر دریچه های زمان را می گشائیم و راه را به سوی سالیان آتی باز می کنیم که بدین ترتیب سراسراین راه را پیموده تا بنیان های رشد آینده برقرار شود.
این پکیج محقق نخواهد شد مگر اینکه در هیات یک شیدائی با وثوق کامل به پتانسیل های آرمانی این حوزه از پاساژهای متعارف آن ،تاریخمنــــــــــــــد بگذریم.
(محور دوم)
( فرهنگ سازی و کاربردی کردن خواستگاه آن طبق قواعد ووقالبهای هنجار پذیر)
جهانی شدن فرایندی است اجتماعی که از چند دهه اخیر آغازوپروسه آن به طور فزاینده ای درحال شکل گیری است و آثار آن بر کل ارزشهای موجود جوامع تاثیر گذار بوده است که هدفش ایجاد جامعه جهانی واحد می باشد که برحسب این نظریه امکان هــــــــــــمزیستی با رویکردی جهانشمولی معطوف به آینده را نوید می دهد.
همانطورکه می دانید در طول تاریخ بشری انسان خواستار تامین وتحقق ارزشهایی بوده که براساس آن بتواند جامعه آرمانی خود راعملی نماید که این آرزوازابتدای تاریخ تفکر بشر تاکنون از اندیشه فراترنرفته است بعنوان مثال :
افلاطون و فارابی (مدینه فاضله)
آگوستین ترسیم کننده (شهر خدا)
تومـــــــاس مور ( اتو پـــیا)
که هر یک ویژگی های آن جامعه آرمانی را بیان کرده اند .
اما به لحاظ انقلاب الکترونیک ورشد سریع وسایل ارتباط جمعی ،ماهواره ،اینترنت و توریست راه رشد و پیمایش سریع فرهنگ جهانی را مهیا ساخته است.
به یقین جهانی شدن پروسه ای اجتناب ناپذیر است و علیرغم میل من و ما از مرزهای ملی و قومی معاصراکنون و فردای ما پرخواهد کشید که با تاملی خردمندانه به بازآفرینی ارزش های خود ،فرهنگ خود با تاکید برساختا زیـبایی شناسانه آن به دیگران می توان برمرکب امکانات دنیای مدرن سواروبا ابزارارتباطی دنیای جدید آشنا شد،شناساند وسرافرازانه با آن زندگی کرد.
بایست بپذیریم که جامعه ما جامعه ای درحال گـــــذار است،سفراز دنیای اکنون خویش با حفظ پشتوانه های عمیقا ملی و بومی و ورود به جهانی به دور از قطعیت های جزم اندیش در پرتوعلم و تجربه،همسفر راهی ماندگار باشیم.
به طور حتم تنها فرآیندی که به شیوه ای سازنده نزدیکی انسانها را تضمین می کند کوشش آنها برای ایجاد جهانی انسانی تر است که عمق و غنای این مهم بی شک باید بر اساس و مبتنی بر داده هایی متقن واثبات شده بوده که از جایگاه قابل تعریفی تبیین شده باشد.
ضمن بررسی پتانسیل های اقلیمی وتعامل حاصل از دستاوردهای همگرا به لحاظ عملی و تلفیق درخور آن با ظرفیت های بالقوه فرهنگ بومی به لحاظ نظری بهترین پارامتر تثبیت شده زمانه معاصرماست که می توان درجهانی که با سرعتی باورنکردنی درحال تغییراست وپوست انداختن، به جایگاهی متعارف متصل شود.
طبق همین نظر در یک نگاه گذرا تاریخی به رشد بی سابقه تکنولوژی مشاهده می شود که در زمینه سرعت حیرت انگیز رشد دانش آمارها حکایت ازآن دارد که درهر پنج دقیقه یک فرمول شیمی،ودرهرسه دقیقه یک رابطه فیزیکی و در هرپنج دقیقه یک موضوع جدید درعلم پزشکی کشف،ایجاد و یا ابداع می شود .
بی شک ارتباطات سریع ودقیق ازراه دورجانشین ارتباط سنتی رو درروشده است،تعامل فعال با پارامترهای جهانی خصوصا توجه به استاندارد جهانی یکی ازدستاوردهای جهان معاصرماست ،همانطورکه اینترنت به عنوان یک عامل هم افزایی دردانش جهانی کلید اعتبارفرا راه آیــــــنده تاریخ بشری و بازنمود بالاترین ارزش های بنیادین معاصر خویش شده است .
مطمئنا با استفاده از ابزار عملی و قواعد نظری و هنجــــارپذیر که اشاره گردید می توان امکان تعامل فرهنگی جهانی را فراهم نمود تا امکان یک همدلی تمام عیار برای انسان معاصر فراهم شود.چون وقتی برای آزمودن همه راه ها نمانده است،می بایست ضرباهنگی دیگر به نمایش تجلی ذهن و اندیشه انسان ها برآئیم تا از پراکندگی رها شده تا به هیات زبانی متعارف به یک دگردیسی بنیادین خلق مزیت کنیم.
(محور سوم)
(تعیین جایگاه خرد جمعی متبلور از موقعیت های نو در حیطه زبان شناسی)
انسان در آستانه هزاره سوم میل شگفت انگیزی به جهت مکاشفه ظرفیت های بومی و مــــلی به خصوص درتعامل با ملیت های دیگر پیدا کرده است.به زعم من به رغم تلاش های گسترده تا این مقطع آنچنان که شایسته و بایسته باشد تلاشی جامع و جهانشمول صورت نگرفته است ،از یک طرف نیازهای اساسی اقتصادی و از طرف دیگر به حکم ضرورت تاریخ نیازهای فرهنگی و هنری که می بایست با رویکردی متفاوت با حفظ صیانت از هویت فرهنگ ملی و آیینی به جهت اعتلای حیات آنان قدم های موثرتری برداشت.
آغاز دایره این سفر می تواند طبق یک رویکرد حداقلی و یک رویکرد حداکثری با کلکسیونی از بداعت و نوآوری شکل بگیرد که به مدد خوانشی نو که برآمده از بایسته های نو شدن می باشد
به یک هم پایانی هنجارمند دست یافت(به مثابه یک قدم بلند رو به فردایی بهتر) منظورازرویکرد حداقلی تشکیل یک دپارتمان پژوهشی وتحقیقاتی به اتکاء پشتوانه هایی چون مهندسین توانمند و متخصص به منظور شناخت پارامترهای هنجارپذیرکه بر اساس اصول علم اقتصاد استوار گردیده تحقق یابد.
رویکرد حداثری به معنای دستیابی به یک زبان متعارف به کشف پارامترهایی مطمئن در زمره ارزش های معاصر و چهارچوب های نظری جهانی که مدخـــــــل مناسبی برای ورود به دنیای ناشناخته ها و ناممکن ها خواهد بود که در پرتو خرد جمعی که به جان مایه های آفتابی نسل های پیش رو حیاتی دوباره بخشیده می شود.
قرن بیست و یکم قرن آموزه های دگرگونه است که قواعد و ژانر خاص خود را دارد و هیچ تمایلی به ایستادگی و رو به عقب نشان نمی دهد که با رویکردی فراتر از آنگونه که متعارف و مرسوم بوده باشد تاریخ رو در روی خود را ورق می زند ،به گونه ای ناب در گریز از ملال تکرار و تجربه های خام رستن که آمده است به پرسش های عصر خود پاسخی مهرانه دهد تا ترجمان هزارتوی زمانه خویش باشد به اعتبار تمامیت توقعات و الزامات معاصر خویش که تقویم زیباشناسانه متفاوتی در مسیر تحول و تطور تاریخ دارد.
ماحصل اینکه ورود به مارکت جهانی پیش نیازها وسازگارهای مناسب خود را می طلبد که برای رسیدن به چشم اندازی که پشتوانه قابل قبولی محسوب می شود باید به تبیین تازه ای ازضرورت های زمانی و تاریخی به عنوان یک شهروند جهانی مرزهای ارزشی را با یک هم اندیشی جمعی به تعاملی همگرا پیوند داد تا در نهایت ،اقتصاد،فرهنگ و هنر جامعه را ازهرگونه ناهنجاری و معضلات پیش رو پاک نماید.
واقعیت این است که ما فاقد یک دیپلماسی منسجم اقتصادی هستیم حتی عملکرد ما نیز هم
جزیره ایست درحالی که می توان با یک مهندسی همه جانبه با تدوین یک مدیریت زمانی
به جایگاه رفیع در حوزه ملی و جهانی دست یافت که مطمئنا آن روز خیلی دور نخواهد بود.
علی عزتی
6/7/ 1390
( چاپ شده در دو هفته نامه نام و نشان تجاری ( برند) شماره 1 )



