تبليغاتX
راویان عهد آفتاب

راویان عهد آفتاب

                                   ((جهانی شدن در آستانه هزاره سوم ))

 

بدست آوردن حلقه های ویژه در زنجیره های ارزش جهانی به عنوان یکی از پارامترهای حیاتی رقــــــابت بزرگ جهانی است که بوسیله آن یا حفظ موقعیت های راهبردی در این زنجــیره با استفاده از عامل ابـداع و تحرک سریع تر از رقبا می توان به شاخصه های جامعتری نزدیک شد.

لذا خلق نوعی فناوری بعنوان عامل کلیدی بدست آوردن جایگاهی مناسب درزنجیره های ارزش جهانی است که ازاهمیت بالائی برخوردارمی باشد که به جهت کسب نبـــــض بازارشناسائی این زنجیره با توجه به بهای بسیاربالائی که مطالبه خواهد شد ضروری است که درمشارکت با شرکت های صاحب تکــــــنولوژی که به مکانیسم های رقابت جهانی و منطقه ای آشنایی کامل دارند ارتباطی تنگاتنگ برقرار گردد،چه اینکه شرکت های مزبور بستر مناسبی را برای حضوردربازارهای جهانی فراهم خواهد کردو باایـده های خلاقانه خویش عامل ارتباط با بازار توسعه و فروش فناوری درجــهان خواهند بود که به بالا رفتن سهم شرکت های ایرانی در بازار توسعه و فروش فناوری می انجامد.

اما تجربه نشان داده است که تحقق این امر درعصرتوسعه فناوری های پیشرفته و به تبع آن بالا رفتن ارزش و اهمیت ""مـــــغزافزار""در مقابل سایر فاکتورهای موثر در نوآوری وتولید،بستگی کامل و مستقیم به چهار اصل غیر قابل انکار زیر دارد:

1)در اختیار داشتن تعدادکافی از متخصصین باتجربه،زبده و کارآمد

2)امکان فراهم سازی بستر و شرایط مناسب وارزان کار  

3)دسترسی به Know why و Know how لازم                                       4)داشتن کانال ،ابزار وآموزش های لازم برای ورود به بازارهای معتبر جهانی

باتوجه به توسعه خلق فناوری از طریق ارتباط و مشارکت موثرباشرکت های صاحب تکـــــنولوژی ،امکان برآوردن نیازهای داخلی دربالاترین سطح امکان پذیرمی شود،که به گسترش حضور وبالا رفتن سهم شرکت های ایرانی در بازار توسعه و فروش فناوری در جهان می انجامد .

از روش های نظام مند به جهت ایجاد ارتباط سیستماتیک یک شرکت فناوری پیشرفته ایرانی با یک شرکت موفق اروپایی ایجاد حلقه های ویژه در زنجیره های ارزش جهانی می باشد که امکان یک تعامل راهبردی موفق را ارائه می دهد که تنها در این صورت است که در این حلقه امکان پلی بنیادی بین عناصر پیرامونی با مکانیسم های پیش رو خواهد بود.

((OUTSOURCING))برون سپاری

یکی از پارامترهای بارز در دنیای تجارت امروز استفاده از دانش و خلاقیت و نیروی متخصص با حداقل هزینه و با خدمــــات بالا می باشد که امکان آن در دنیای غرب موجود نمی باشد بدین معنا که اروپائیان به منظور رفع نیاز خود استفاده از خدمات مهــــــندسی و سایر خدمات انسانی را بهترین راه حل دانسته و از کشورهایی چون هند،ویتنام و ایرلند و....... که نیروی متخصص ارزان است را بهره می گیرند.

امروز کشورهای بسیاری از راه همین برون سپاری با ارائه خدمات به سایر کشورها ثروت کلانی کسـب کرده اند.برهمین اساس می توان با صدورخدمات مهندسی ،تکنولوژی اطلاعات وارائه قابلیتهایی این چنین مکانیسمی پویا و پایداررا در سطح بومی و جهانی  به نمایش گذاشت .

 

همانطورکه اشاره شد ما با ایجاد یک پکیج با عناصراجرائی بومی و انطباق آن با اشـــل جهانی از یک دور باطل رها و به یک سیستم مینیاتوریزه واحد به سمت دگردیسی معنـــــایی خلق مزیت خواهیم نمود هم چون پروسه دگردیسی کرم ابریشم و تبدیل آن به موجودی بنام پــــروانه و تبدیل مواد خام گلها به عسل در زنبور عسل که خالق پروسه ای خلاق و شگرف می باشند.

این پیشنهاد یکی از فاکتور های موجود است که کاربرد این جهانی دارد که به یک مفـــــــاهمه ی جهانی ازطریق تعامل و تفاهم هم نظری وهم عملی حاصل می گردد ، که البته این موضوع نه از حیــث منشاء بحث بودن بلکه به لحاظ آنچه را که دربضاعت علم و قوه فاهمه مان مقتضی است تا بتوان به تعریفی منطقی پهلو زد، که صد البته در نهایت بنا بر مذاق وحدت عمومی به مرتبه ای از شناخت علمی و جمعی از ضرورت های معاصر مان نزدیک خواهیم شدکه سر فصل تازه ای در کالبد این زمانی می تواند مفید باشد. 

بدون تردید انسان معاصر با یک برداشت دوگــــانه ، دو ســــــــویه از یک موضوع واحد همیشه دچار یک پارادوکسیکال مزمن بوده  ونمی داند یا نمی خواهد قبول کند که هیچ چیز نتیجه خودش نیست بلکه نتـــــیجه خودش با دیگران است که متولی گونه ای از حالت و چگونگی های یکدیگرند.

هر چند سرچشمه پیدایش چنین انگاره هایی در اعصار کهن،عصر میانه،تا دوره معاصر وجود داشــته اما جهان امروز آن مفهوم اساطیری وباستانی خود را از دست داده اند وبا آن به عنوان پدیده ای که تــــــاریخ مصرف آن به اتمام رسیده برخورد می شود.

به ضرورت تاریخ معاصر خویش هم چنان انسان اول علیرغم رسم مرسوم میوه ممنوعه را با جسارت تمام وبه رغم توصیه بعضی ها استفاده کردیم که می بایست با ضرباهنگی دیگرگونه به نمایش تجلی بایستگی ها وظرفیت ها وفرصت های منطبق با قابلیت های درونی وپیرامونی،نحوه تعاملات منطقه ای وبین المللی جهت ارزیابی سازوکارهای ایجاد وحدت که جان مایه این زمانی است را کشف وطرز تلقی  ونیاز خود را به تنوع ونیاز حضور عناصر جدید را امری قطعی و در جهت پیشبرد آن رسالت،که منشاء الهام عصر ماست،سعی واهتمام ورزیم.

جهانی شدن گوهری است بی بدیل که جلوه های معرفت وآگاهی را به انسان هدیه می کند،قلمرو این مــقوله قلمرویی به وسعت تمام تاریخ نیاکانمان است،و مناسبات آن با رویکردی نوین در بستر محوری بالنده و پویا نقطه عزیمت سپهر گفتمانی واقعیت موجود تاریخ معاصرمان خواهد بود.

یکی از رویکردهایی که عامل تاثیرگذار دیدگاههای تجربه شده در فرآیند جهانی شدن می باشد حول این سه محور به زعم من قابل تامل وتعمق است که بدین شرح می باشد:

1)محور اول:شناخت مفاهیم و نظریه هایی که نقطه عطف انتقال تاریخی از احساس به تعقل است.

2)محور دوم:فرهنگ سازی و کاربردی کردن خواستگاه آن طبق قواعدوقالبهای هنجارپذیر.

3)محور سوم:تعیین جایگاه خرد جمعی متبلور از موقعیت های نو در حیطه زیباشناسی.

 

 

 

 

 

محور اول:

(شناخت مفاهیم و نظریه هایی که نقطه عطف انتقال تاریخی از احساس به تعلق است)

یکی از فاکــــتورهای بازدارنده به جهت درک ضرورت های تاریخی اینست که جهانی فکر میکنیم و بومی عمل می کنیم،بهاری فکر می کنیم اما پائیزی عمل می کنیم یعنی ما آماده ایم ضابطه های استــــــاندارد شده معاصر را مطابق سلایق و علایق خویش تحلیل و تفسیر کنیم یا به تعبیردیگر پایمان در سنـــــتهای صرف و سرمان درنوآوری بسر می برد ،در صورتی که شالوده مادی تکامل تاریخ ماحصل تلاش نیرو هایی بوده که با انگیزه های پویا و خلاق خویش تولید معنا کرده اند نگاه معاصر پویا و پر شتاب در حال پیش بینی جایگاه خود در آینده است و اینکه چگونه با زمان به پیش خواهد رفت به باور من همه ی اینها بازتاب آن است که ما درکجای زمان ایستاده ایم ؟یا جایگاه واقعی ما کجاست؟که تنها برآیندی ازحلقه وصل عناصراین جهانی است.

اگر زمانی جهانی شدن تقاضای بالــــقوه بشر بود هم اینک نیاز بالفعل بشری است که باید از چنبره مرزهای فرضی رها گشته ودر آوردگاهی مطمئن بستر ساز آفرینش های خلاقانه باشد.

بی شک چون هیچ واحد و سیستمی مجرد در جهان وجود ندارد و هر اتفاق و رویدادی در مقـــــیاس جهانی عملکردی در مقیاس محلی روی داده است ضرورتی است که با تشخیص المانهای مشترک که دارای ویژگی های همسان هستند به یک فهم متعارف نزدیک شده و ازاحساس صرف به شـــــعوری منطقی و در نهایت با شهودی معقول وارد حوزه جهانی شود .

ترغیب این مرقومه حول این مضمون ،تفهیم این مطلب است که کلید اعتـــــــــبار تحولاتی که منجر به تغییر رویکرد انسانها می گردد.متبلور از سطح تطور و تنوع بینش و شرایط اجتماعی اوست که تا این مکانیزم به امتزاج محتوایی و اصولی ختم نشود نمی توان پاسخی در خور قلمرو آن پیدا کرد .

به قاعده می بایست با دیدی جامع ،علمی و آینده نگر در حوزه های ماندگار تمهیدی را ایجاد کرد که از هر گونه تردیدو دوگانگی مصون مانده تا جلوه های تعالی در اندیشه جمعی محقق شود.اینک قضاوت ما روشن تر از دیروز ماست و فردا نیز با جوهر قلم معرفت و اندیشمندانه امروز رقم خواهد خورد آفتاب امروز در طبیعت جهان بدیع رو به نوشدن های سریع ،رنگ و بوی تازه ای به خود گرفته و امروز را همچون دیروز دانستن،توقف در ایستگاه خاموشی و سکوت است که بمثابه به زیر چرخ دنده های تقدیر ماندن است و ناگزیر از تحمل سرنوشت تراژیک خویش .

اینک در آستانه هزاره سوم به ضرورت اجماع جهــــــانی با رویی به جلو و نگاهی به پشت سر دریچه های زمان را می گشائیم و راه را به سوی سالیان آتی باز می کنیم که بدین ترتیب سراسراین راه را پیموده تا بنیان های رشد آینده برقرار شود.

این پکیج محقق نخواهد شد مگر اینکه در هیات یک شیدائی با وثوق کامل به پتانسیل های آرمانی این حوزه از پاساژهای متعارف آن ،تاریخمنــــــــــــــد بگذریم.

 

 

       (محور دوم)

 ( فرهنگ سازی و کاربردی کردن خواستگاه آن طبق قواعد ووقالبهای هنجار پذیر)

 

جهانی شدن فرایندی است اجتماعی که از چند دهه اخیر آغازوپروسه آن به طور فزاینده ای درحال شکل گیری است و آثار آن بر کل ارزشهای موجود جوامع تاثیر گذار بوده است که هدفش ایجاد جامعه جهانی واحد می باشد که برحسب این نظریه امکان هــــــــــــمزیستی با رویکردی جهانشمولی معطوف به آینده را نوید می دهد.

همانطورکه می دانید در طول تاریخ بشری انسان خواستار تامین وتحقق ارزشهایی بوده که براساس آن بتواند جامعه آرمانی خود راعملی نماید که این آرزوازابتدای تاریخ تفکر بشر تاکنون  از اندیشه فراترنرفته است بعنوان مثال :

               افلاطون و فارابی (مدینه فاضله)

               آگوستین ترسیم کننده (شهر خدا)

               تومـــــــاس مور   ( اتو پـــیا)

که هر یک ویژگی های آن جامعه آرمانی را بیان کرده اند .

اما به لحاظ انقلاب الکترونیک ورشد سریع وسایل ارتباط جمعی ،ماهواره ،اینترنت و توریست راه رشد و پیمایش سریع فرهنگ جهانی را مهیا ساخته است.

به یقین جهانی شدن پروسه ای اجتناب ناپذیر است و علیرغم میل من و ما از مرزهای ملی و قومی معاصراکنون و فردای ما پرخواهد کشید که با تاملی خردمندانه به بازآفرینی ارزش های خود ،فرهنگ خود با تاکید برساختا زیـبایی شناسانه آن به دیگران می توان برمرکب امکانات دنیای مدرن سواروبا ابزارارتباطی دنیای جدید آشنا شد،شناساند وسرافرازانه با آن زندگی کرد.

بایست بپذیریم که جامعه ما جامعه ای درحال گـــــذار است،سفراز دنیای اکنون خویش با حفظ پشتوانه های عمیقا ملی و بومی و ورود به جهانی به دور از قطعیت های جزم اندیش در پرتوعلم و تجربه،همسفر راهی ماندگار باشیم.

به طور حتم تنها فرآیندی که به شیوه ای سازنده نزدیکی انسانها را تضمین می کند کوشش آنها برای ایجاد جهانی انسانی تر است که عمق و غنای این مهم بی شک باید بر اساس و مبتنی بر   داده هایی متقن واثبات شده بوده که از جایگاه قابل تعریفی تبیین شده باشد.

ضمن بررسی پتانسیل های اقلیمی وتعامل حاصل از دستاوردهای همگرا به لحاظ عملی و تلفیق درخور آن با ظرفیت های بالقوه فرهنگ بومی به لحاظ نظری بهترین پارامتر تثبیت شده زمانه معاصرماست که می توان درجهانی که با سرعتی باورنکردنی درحال تغییراست وپوست انداختن، به جایگاهی متعارف متصل شود.

 

 

طبق همین نظر در یک نگاه گذرا  تاریخی به رشد بی سابقه تکنولوژی مشاهده می شود  که در زمینه سرعت حیرت انگیز رشد دانش آمارها حکایت ازآن دارد که درهر پنج دقیقه یک فرمول شیمی،ودرهرسه دقیقه یک رابطه فیزیکی و در هرپنج دقیقه یک موضوع جدید درعلم پزشکی کشف،ایجاد و یا ابداع می شود .

بی شک ارتباطات سریع ودقیق ازراه دورجانشین ارتباط سنتی رو درروشده است،تعامل فعال با پارامترهای جهانی خصوصا توجه به استاندارد جهانی یکی ازدستاوردهای جهان معاصرماست ،همانطورکه اینترنت به عنوان یک عامل هم افزایی دردانش جهانی کلید اعتبارفرا راه آیــــــنده تاریخ بشری و بازنمود بالاترین ارزش های  بنیادین معاصر خویش شده است .

مطمئنا با استفاده از ابزار عملی و قواعد نظری و هنجــــارپذیر که اشاره گردید می توان امکان تعامل فرهنگی جهانی را فراهم نمود تا امکان یک همدلی تمام عیار برای انسان معاصر فراهم شود.چون وقتی برای آزمودن همه راه ها نمانده است،می بایست ضرباهنگی دیگر به نمایش تجلی ذهن و اندیشه انسان ها برآئیم تا از پراکندگی رها شده تا به هیات زبانی متعارف به یک دگردیسی بنیادین خلق مزیت کنیم.

 

                                       (محور سوم)

(تعیین جایگاه خرد جمعی متبلور از موقعیت های نو در حیطه زبان شناسی)  

   

انسان در آستانه هزاره سوم میل شگفت انگیزی به جهت مکاشفه ظرفیت های بومی و مــــلی به خصوص درتعامل با ملیت های دیگر پیدا کرده است.به زعم من به رغم تلاش های گسترده تا این مقطع آنچنان که شایسته و بایسته باشد تلاشی جامع و جهانشمول صورت نگرفته است ،از یک طرف نیازهای اساسی اقتصادی و از طرف دیگر به حکم ضرورت تاریخ نیازهای فرهنگی و هنری که می بایست با رویکردی متفاوت با حفظ صیانت از هویت فرهنگ ملی و آیینی به جهت اعتلای حیات آنان قدم های موثرتری برداشت.

آغاز دایره این سفر می تواند طبق یک رویکرد حداقلی و یک رویکرد حداکثری با کلکسیونی از بداعت و نوآوری شکل بگیرد که به مدد خوانشی نو که برآمده از بایسته های نو شدن می باشد

به یک هم پایانی هنجارمند دست یافت(به مثابه یک قدم بلند رو به فردایی بهتر) منظورازرویکرد حداقلی تشکیل یک دپارتمان پژوهشی وتحقیقاتی به اتکاء پشتوانه هایی چون مهندسین توانمند و متخصص به منظور شناخت پارامترهای هنجارپذیرکه بر اساس اصول علم اقتصاد استوار گردیده تحقق یابد.

رویکرد حداثری به معنای دستیابی به یک زبان متعارف به کشف پارامترهایی مطمئن در زمره ارزش های معاصر و چهارچوب های نظری جهانی که مدخـــــــل مناسبی برای ورود به دنیای ناشناخته ها و ناممکن ها خواهد بود که در پرتو  خرد جمعی که به جان مایه های آفتابی نسل های پیش رو حیاتی دوباره بخشیده می شود.

 

 

قرن بیست و یکم قرن آموزه های دگرگونه است که قواعد و ژانر خاص خود را دارد و هیچ تمایلی به ایستادگی و رو به عقب نشان نمی دهد که با رویکردی فراتر از آنگونه که متعارف و مرسوم بوده باشد تاریخ رو در روی خود را ورق می زند ،به گونه ای ناب در گریز از ملال تکرار و تجربه های خام رستن که آمده است به پرسش های عصر خود پاسخی مهرانه دهد تا ترجمان هزارتوی زمانه خویش باشد به اعتبار تمامیت توقعات و الزامات معاصر خویش که تقویم زیباشناسانه  متفاوتی  در مسیر تحول و تطور تاریخ دارد.

ماحصل اینکه ورود به مارکت جهانی پیش نیازها وسازگارهای مناسب خود را می طلبد که برای رسیدن به چشم اندازی که پشتوانه قابل قبولی محسوب می شود باید به تبیین تازه ای ازضرورت های زمانی و تاریخی به عنوان یک شهروند جهانی مرزهای ارزشی را با یک هم اندیشی  جمعی به تعاملی همگرا پیوند داد تا در نهایت ،اقتصاد،فرهنگ و هنر جامعه را ازهرگونه ناهنجاری و معضلات پیش رو پاک نماید.

واقعیت این است که ما فاقد یک  دیپلماسی منسجم اقتصادی هستیم حتی عملکرد ما نیز هم

جزیره ایست درحالی که می توان با یک مهندسی همه جانبه با تدوین یک مدیریت زمانی

به جایگاه رفیع در حوزه ملی و جهانی دست یافت که مطمئنا آن روز خیلی دور نخواهد بود.

 

                       

 

 

 

                                                                          علی عزتی 

 

                                                                          6/7/ 1390

 

      ( چاپ شده در دو هفته نامه نام و نشان تجاری ( برند) شماره 1 )

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

http://up8.iranblog.com/images/07jikilp6rs8xoogonfd.jpg


+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

به پاس استقبال پر شکوه اهالی فرهنگ و هنر و همه شیفتگان آثار هنرمندان خود آموخته زمان نمایشگاه از 12 الی 17 شهریور ماه به 22 شهریور ماه تمدید گردید که بی شک در پرتو حضور فرزانگان و فرهیختگان میهن مان فردایی ماندگار را رقم خواهیم زد.

به امید فردایی تاریخمند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

(((به نام انسان هنر آفرین)))

 

همواره اشاره به جایگاه هنر به ویژه تاثیر مهم آن بر بنیاد ارزش های والای انسانی کاربردعمومی و کاربرد اختصاصی آن مد نظر بوده است که می رود تافراتر از حوزه های متعارف کاتالوگی از تعامل دستاوردهای تاریخمند رادردایره الحانی نامکرر بشارت دهد.

گاه یک فکر بکر، یک ایده تازه تو را به سمتی پرتاب می کند که شاید هیچ وقت در مخیله خود تصور آن برایت غیر ممکن می نمود اما پس از چندی در گذر از دورانی زلال در بخشی از مسیر تطور و تحول تاریخ عصر خود به کشف هنرمندانی نایل می شوی که بدون طی مراحل آکادمیکی که منطبق بر قواعد و فرمول هایی تثبیت شده می باشد به جایگاه رفیع ارزشی نایل شده اند.

یا به تعبیر دیگر رها از گره افکنی ها و گاه گره گشایی های مرسوم و معمول که به رسم  تقویم زیباشناسانه خاص نگاه خویش خلق معنا می کنند.

ناگفته پیداست که طرز تلقی نگاه مدرن ما به اهمیت چنین موضوعی بنام خودآموخته از حیث پدیده ای که ناشناخته است به مزاق و مزاج خیلی ها خوش نیاید اما کافی است لحظه ای از دریچه تاریخ به عیارآثارهنرمندان خودآموخته نظراندازیم که چگونه بارقه های  شگفت انگیزی درآثارآنان  به د لیل نو مایگی و غنای مضمون آن به قدر سهم خود زبان گویای زمانه ی خود شده و به سرنوشت و سرشتی یگانه پاسخی مهرانه می دهند.

از این رهگذر انجمن هنرمندان خودآموخته با رویکردی مشترک به اعتبار تمامیت توقعات و الزامات معاصر خویش  در تجمیعی مقتضی به گرد هم درآمدند تا کاشف هنرمندانی باشند که ترجمان هزارتوی زمانه خویش اند و راویان رویا های فراموش شده که آمده اند به پرسش های عصرخود پاسخی دیگرگونه دهند، در گریز از ملال تکرار و تجربه های خام رستن،  که به گونه ای ناب تاریخ را ورق زده فراتر از آن گونه که متعارف ومرسوم  بوده باشد.

نقطه عطف این جولانگاه مکرمه قنبری بود که فرا تر از حقیقت موجود رنگ معنا می گیرد و پیشاپیش پیشاهنگان این عرصه، راه دیگرگونه ای را درمی نوردد.

مکرمه کاروان فرخنده ای را مهیا نمود تا با فانوس خیال خویش در چنبره ی معیشت و زمانه ناگریزو ناگزیر  خویش  کاشف حلقه های مفقوده زمانه معاصرخودمی شود بی آنکه خود خواسته باشد با کارکتری بدوی به یک خوانش نو به درون مایه های انسانی قدم می  گذارد که بر مسیر سرنوشت و سرشت خود آموختگان بعد از خود رد پایی تا ابد باقی گذارد تا صمیمی ترین طریق تفاهم رنگ معنا گیرد.

انجمن پس از دو جشنواره بزرگ و شکوهمند هنرمندان خودآموخته در زادگاه مکرمه قنبری و اجرای نمایشگاه ها و کارگاه های مختلف در داخل و خارج از ایران از میان پویشی بدیع معطوف به انسان و رازهای سر به مهر او عبور کرد تا جلوه های ماندگار و تاریخمندی را رقم زند و افتخار دارد تا از رهگذر حافظه ی مهین میهن تاریخ فرهنگ و هنر خویش در پرتو حضور درون مایه های عمیقا انسانی گذر نموده تا به جان مایه های آفتابی نسل های پیش رو راه  یابد.

به همین دلیل مقتضی است تا با صدای واحد و تجسم یافته امکان تعالی در مرحله عالی تر از آنچه که هست را اعتبار بخشیم.

هنرمندان خودآموخته آمده و آماده اند تا :

 تا با کلمات و موسیقی ، با رنگ واندیشه ای متفاوت امکان مهرورزی و یگانگی را فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرقه ای اعتلا بخشند .

آمده اند تا ترجمان شورمندی های انسانی باشند که در باوری گداخته بر گونه های صور خیال ما رسوب  کرده اند .

آمده اند تا در پرتو چشمه خورشید با آوازی بلند تا مرزهای تجلی پر کشند تا همسفر مقصدی باشند که ره یافتی به روشنان سرزمین مهر بوده باشند.

آنان به یمن حضور مهرورزان و فرزانگان سر زمین خویش در خلوت تجربه های شیدایی از  بلندای هزاره سوم پر خواهند شست تا در منظومه ای تاریخمند پاسخان تبار انسان باشند.

بار دیگر انجمن هنرمندان خودآموخته نمایشگاهی جمعی از اهالی هنرمندان برگزار کرده است که از 12 الی 17 شهریور برقرار می باشد، خرسندیم تا با حضور فرخنده خویش آن تعامل تاریخمند و ماندگار بین اهالی فرهنگ وهنرمحقق گردد.

هر چند هیچ آغازی نقطه کمال نیست اما مهم اکنون ماست که با شمائیم همنوای افق های دور در دایره واژگانی نا محدود از جنس همان تا رو پودی که رویاها از آن جان می گیرند.

 

با شمائیم در همه ی لحظات بامدادی                                                                                              سایه های مهرورزی آفتابی باد. 

(((علی عزتی )))

((( مدیر عامل انجمن هنر مندان خود آموخته)))  

                                             1390/6/11                                   
+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

انجمن هنرمندان خودآموخته برگزار می کند.

نمايشگاه آثار هنرمندان خودآموخته از امروز ـ 12 شهريور ماه ـ در گالري «دي» برپا مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، نخستين جشنواره هنرمندان خودآموخته در آخرين جمعه ارديبهشت ماه سال 88 همزمان در تهران و روستاي دريکنده (بابل) برگزار شد و شوراي تصميم‌گيري خانه موزه مکرمه همان زمان به اين نتيجه رسيد که به جاي برگزاري اين جشنواره در سالروز در گذشت اين هنرمند، آن را در سالروز تولد مكرمه برگزار کند.

برگزاركنندگان، موضوع جشنواره را فراتر از مکرمه قنبري انتخاب كردند و به تمامي هنرمندان خود آموخته در شاخه‌هاي مختلف هنري همچون بافندگي، نقاشي، مجسمه‌سازي ، موسيقي و ... اختصاص دادند.

اين شورا همان زمان به دليل حضور پر تعداد هنرمندان خودآموخته در ايران براي شناسايي و معرفي آنان به جامعه هنري، اين جشنواره را برنامه‌ريزي و اجرا کرد و پس از آن قرار شد شهريور ماه هرسال نمايشگاهي از آثار برگزيده اين هنرمندان را در محل گالري دي (محل دبيرخانه جشنواره هنرمندان خودآموخته) برپا كند.

اين بار نيز گالري دي به رسم شهريور ماه هر سال با همكاري انجمن هنرمندان خودآموخته و به منظور حمايت از آنها نمايشگاه آثار اين هنرمندان را ميزباني خواهد كرد.

گفته مي‌شود:هدف از اين نمايشگاه معرفي اين هنرمندان گمنام و بي‌ادعا به جامعه هنري است.

به گزارش ايسنا، امسال انجمن حمايت از هنرمندان خودآموخته تشكيل شده است و قرار است عوايد حاصل از اين نمايشگاه به انجمن تعلق بگيرد.

اين نمايشگاه از 12 تا 17 شهريورماه در گالري دي به نشاني پايين‌تر از فرهنگسراي نياوران، ابتداي پاسداران،تنگستان چهارم، کوچه ناز 1، بن‌بست ترانه، پلاک 3 برپا مي‌شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

(بودن دگر است و شدن دیگر)*

   همانطور که می دانید بخش زیادی از مسیر تاریخ موسیقایی ما جنبه نوستـــالژیک دارد و  ناظر بر خاطرات مجهولی است که به گذشته تاریخی و اجتماعی مان گره خورده و سوای همه احوالی که مشمول گذر زمان شده در مسیر ویرانگرش دستخوش تغییرات بنیـــادی شده است که باید از زاویه یی کاملاً متفاوت به این مسئله نگریست .

نسل ما و پیش از ما به ناگزیر و ناگریز در زیر مجموعه اعتبارات بدست آمده به عادت دیرین قدما ساز خودش را می زند که البته جای تامل داردکه می بایست با پژوهشی دامنه دار به آن نظر افکـند ودر جای خود بدان پرداخته شود .

اما به گمان من آنچه ضامن بـقا و قوام و دوام آثار و حرکت ما می شود مبتنی بربنیاد ارزش هایی است که معنا و مفهوم همه پدیده ها را در بر می گیرد بخصوص درسرزمین پرافتخاری چون ایران که مهد آئـــین های دیرین دوستی، وحدت و یگانگی است که در فرایند تکوینی خود از گذشته های دور تا بدین جای راه مسیری پر نشیب و فرازی را گذرانده که حضور شگفت و تاریخ مند تمدن و فرهنگ آن  مایه فخر و مباهات بشری بوده است.

غرض از ذکر این مقدمه اشاره به حادثه ای است که درشرف اتفاق می باشد که هرآئینه می رود تا به یکی ازحوادث تاسف آور تاریخ هنر ایران به خصوص در حوزه موسیقی منجر گردد که اگر تمهیدی قانونی برای آن تعریف و تدوین نگردد به یکی از بیماری های مزمن و غیر قابل درمان منتهی خواهد شد .

صحبت از اثبات حقانیت اهداف و انگیزه ارکستر ملل به رهبری مديريت آقای پیمان سلطانی است که پس از سال ها تلاش و پژوهش دامنه داری را که در این حوزه بعمل آورده علیرغم توده ی فراگیر از کاستی ها و حب و بغض ها عاشقانه آمده تا به بازآفرین ارزش هایی بپردازد که زبان حال نسلی از فرزانگان و شیفتگان فرهنگ و هنر ما بوده که با جهدی انسان دوستانه و هنرمندانه به سهم خویش تراژدی جهل و انکار را از ذهن تاریخ خود زدوده تا رسالت هنری خویش را به انجام برساند .

پیمان سلطانی پس از به خدمت گرفتن تم اولیه قطعه ژان باتیست لومر فرانسوی، نه در دوره ناصرالدین شاه به ادعای بعضی فرصت طلبان و نارسیست ها (خود شیفتگی، که ازمنظر روان شناسی به عنوان یک اختلال روانی  به کار گرفته می شود که فرد خود را در مرکز اهمیت و نوعی خود محوری و توهم اقتــدار و نقش اول شدن قرار داده و با دروغگویی، به منظور استفاده ابزاری باعث انکار خواست جمعی می شود )که پس ازتحقیقات مستند و مستدل تاریخی ديديم که به گونه اي ديگر بوده است و اسناد آن نيز پس از تحقيقات گسترده ي آقاي سلطاني در بايگاني اركستر ملل موجود می باشد. حتی سفارش ساخت شعرآن به زنده یاد بیژن ترقی به نام" ایران جوان" نه به نام "وطنم" (در دیوان شعر آتش کاروان این شعر  با  نام  پیمان سلطانی به ثبت رسيده که مدارک آن در آرشیو اسناد ملی به ثبت رسيده که قابل انکار نیست).

همه این ها دال بر این است که چگونه و به چه نحو شایسته ای پیمان سلطانی  رسالت تاریخی خود را به منصه ظهور و ثبت رسانده است، ضمن اینکه به اطلاع برسانم که درهمین راستا ساخت و آماده سازي بیش از 30 قطعه ملی و میهنی که حاصل تلاش بیش ازیک دهه ایشان بوده و به لحاظ ماندگاری و تاریخ مند بودن با سرود ایران جوان پهلو می زند که مایه فخر و مباهات تاریخ و هنر موسیقی ما می باشد که در مرحله ضبط و ثبت می باشد که به زودی تقدیم جامعه موسیقی ایران خواهد شد .

اما عناصر بی فرهنگی که ناجوانمردانه به دروغی کاملا آشکار و عوام فریبانه این اثر جاودانه را متعلق به خود دانسته (سیاوش بیضایی) و جسارت و گستاخی را به سر حد جنون رسانده و سازنده قطعه ایران جوان را و همه ایرانیان را "پرورده سرزمین شارلاتان پرور ايران" می داند باید بگویم که مرتکب خیانتی واضح (برشت در نمایشنامه گالیله: کسی که حقیقت را نمی داند نادان است اما کسی که حقیقت را می داند و دروغ می گوید خیانتکار است) به تاریخ و فرهنگ و 70 میلیون ایرانی پاک سرشت شده است که داوران واقعی"زمان، تاریخ و مردم" به وقتش به ایشان ثابت خواهند کرد که شارلاتان و شارلاتان پرور چه کسانی هستند.

( ما که بسیراب زمین کاشتیم / آنچه بکشتیم چه برداشتیم "نظامی")

صد البته به زعم این جانب ایشان (بیضایی) به غده ای سرطانی مبتلا گشته که لمپنیسم نامیده می شود که چنان بختکی گریبان ما و نسل ما را گرفته که می رود تا به جریانی مخرب تبدیل گردد.

همانطور که می دانید لمپنیسم مشمول کسانی میشود که فاقد هویت و پایگاه تعریف شده طبقاتی هستند که در گویش، آرایش رفتار، معیشتی خاص خود را دارند که حاوی یک تناقض درونی بوده که هم چون خوره ریشه های فرهنگ را پی درپی می خورد و در نهایت فرهنگی پوک و مچاله شده بر جای می گذارد.

لمپنیسم تا چندی پیش در حاشیه بسر می برد اما اینک از طریق تلویزیون، سینما، فوتبال ، ادبیـــات و هنر از حاشیه به متن آمده و در حوزه ای فراتر از یک خرده فرهنگ در حال رشد است که اگر به درستی و منطقی راه را بر آنان نبندیم می رود تا در همه شــئون حیات جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ و هنر و طرز زندگی و تربیت مردم ریشه بدواند تا زمینه ای وسیع برای فرو پاشی پایه های جامعه را فراهم نماید. مینیاتوری از دروغ وکلکسیونی از عوام فریبی که محصول سیـکل باطل درونی بعضی از افراد است کـه می خواهند اذهان مردم را در افق مصرف خود قرار دهند که باید به آنان هشدار داد که دشنه جهل و تاریک اندیشی را زمین گذارده و بیایند تا چـراغی بوده فرا راه آینده سرزمین نیاکانمان که هر منزلش پشـــتوانه های  نسل امروز و فردای ماست.  در فرجـــام سخن باید گفت که می توانیم با اتکا به تجربه تاریخی سرزمین خویش به حکم یک ضرورت فرهنگی به جهت تحکیم و پـالوده کردن شالوده های اجتماعی خود زمینه سالم سازی بنیادی و همه جانبه  ناهنجاری های اجتماعی را پی نهاد تا به شکلی پاینده راه بر شیفتگان مفاهیم  فرهنگ و هنر هموار گردد.  

 

 

                                                                                            مدیر اجرایی ارکستر ملل

                                                                                            علی عزتی

                                                                                           20/7/1389

 

                                                                                   

   *(احمد شاملو)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

(((رونمایی از آثار مرحوم کلنل علینقی وزیری در موزه موسیقی)))

                                      

 

در تاریخ 4/3/1389 پیمان سلطانی رئیس کارگروه موسیقی ایکوم؛ کمیته موزه های ایران و همیاران او با حمایت و پشتوانه خانواده وزیری سرکار مه لقا  ملاح  و  دیگر اعضای محترم خانواده وزیری بخشی از آثار ولوازم شخصی ایشان را که طی گفتگویی با مدیریت موزه موسیقی به امانت سپرده شده بود ،رونمایی نمودند .

مــوزه موسیقی بامدیریت مرادخانی پس از تلاشهای ستودنی و تاریخمندخود و همه اعضای آن مرتبت  سر فصل هایی تازه در کالبد حوزه موسیقی  را  فراهم نموده تا  به منظور حفظ ارزشهای نهفته در این عرصه، امکان تعاملی همه  جانبه را به جهت حفظ صیانت ازمیراث موسیقی کشور  فراهم شود تا بدین وسیله آثار و تولیدات متقدمین و اساتید پیشکسوت موسیقی محفوظ و مصون بماند .

به این امید که با ایجاد فضایی سالم و زلال با تشکیل یک دپارتمان مشاوره در زمینه گسترش تعامل وفعالیت های مشترک  برپایــه بهره گیری از دانش و تجربه عاشقـــان این راه امکان خدمت به جامعه اکنون و نسل های پیش روی خود فراهم گردد تا در نهایت امانتداری در برابرتاریخ و فرهنگ و هنر ایران بتوان هم چون مشعلی فروزان در معنویتی پر آئین تبلیغ فضیلت نمود . 

در این روز فرخنده که با حضور جمع زیادی از اساتید موسیقی ، احمد ابراهیمی، داود گنجه ای ، محمد سریر ، کیوان ساکت ، و دیگر دوستان که حامی این حرکت بودند ،محیط طباطبائی، قلی نژاد ، فرخنده حاجی زاده  و دیگر عزیزانی که حضورشان مغتنم بود نقـطه عزیمت سپهر گفتمانی شد که به یقین جان مایه ی تعاملاتی ماندگار در راستای کشف و احیائ  مفاهیم ارزشی  در  خصوص مفهوم  و  معنای هنر موسیقی ما خواهد بود .

بخشی از سخنرانی پیمان سلطانی در باره  کلنل علینقی وزیری:

((... وزیری فرزند لایق انقلاب مشروطه است.او نه خود رابرده ی حاکمیت کرد و نه خود رابه بیگانه فروخت. او توانست از نهاد قبل از خودیک حالت ضدنهادی تحویل تاریخ دهد و آن رهانیدن موسیقی از چنگال دربار و فئودالیزم حاکم ،وصدرنشین کردن آن بر مدارس و جامعه ی مترقی و پیش رو ی ایران بود.

وزیری بر این موضوع واقف بود که نیروهای تاریخی قوی تر از نیرو های بشری اند و قادرند که محافظه کاری و اصل ثبات نهادی رآ از بین ببرند و روی همین اصل بود که قدرت را نهادی نکرد و آن را میان سازموسیقی و تمام سرمایه های ملی ، وطنی  و  مردم  تقسیم  کر د. وی موسیقیدانی است  که  اجتماع  را  نمایان می کند ،بی آنکه بخواهد توده های اجتماعی و یا فردی را در اجتماع مخاطب قرار دهد . او بگونه ای درون نسل خود رسوخ می کند که بتوان از درون ذهن آن ها حرف خود را بگوش هم وطنان خود برساند .

کوشش وزیری کوششی کاملا دیالکـــتیکی و منطبق بر تصویر ها و بینش های جدیدجهان از هنر فرهنگ و تاریخ است ،به همین دلیل توانست دوران معاصرش را به صورت دینامیک وجاندار نشان دهدووضع افقی وایستای موسیقی آن دورا ن رابه جریان بیاندازد.

وزیری حاصل جمع دیالکتیکی گذشته و حال است  و  اگر هنوز نفس می کشد به این دلیل است که در ارکان زندگی گذشته اش دست برده است.

اگر امروز می بینیم که عده ای بیشماری باتحولات وتغییرات کمی وکیفی ، درراهی که وزیری گشود پیش می روند به آن معنی ا ست که  روح  تحول وزیری را در خود زنده نگاه داشته اند و همچون وزیری به دنبال ظرفیت های جدید فردی و محتوایی اند...))

 

به گمان من این حرکت تاریخمند  کشف قلمرو هایی تازه بود که می رفت به محاق فراموشی سپرده شود که در خاطره جمـــعی آن لحظه  های ناب فراخوانی شد که شعله های خرد به گرد هم در آیند ، دل از فاصله ها بیگانه شود ، تا از صمیم جان حرمت گذار تـبار بی قراران و الزامات عصر خویش باشیم .

به مناسبت رونمایی از ویترین زنده یاد علینقی وزیری به بخشی از بیوگرافی ایشان می پردازم :

علینقی وزیری فرزند موسی در سال 1266 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد .از آنجا که پدرش افسر بود او و چهاربرادرش نیز به خدمت نظام درآمدند.اما از آن میان علی نقی و حسین علی گرایش خاص به موسیقی و نقاشی نشان دادند.او نواختن تار را از 15 سالگی نزد دایی اش حسین علی خان آغاز کرد و به زودی از آموزگارش پیشی گرفت و چنان به موسیقی علاقه مندشد که تمام اوقات فراغت خویش را به تمرین ساز  می پرداخت سپس نت خوانی از یاور آقا خان صاحب منصب موزیک نظام آموخت و بعد از  آن با یکی از معلمین مدرسه سن لویی که کشیشی فرانسوی به نام  پرژوفروآ بود آشنا شد  از  اوتئـــوری موسیقی و مقدمات هارمونی آموخت .

علینقی خان از طریق عضویت در انجمن اخوت با درویش خان و میرزا حسینقلی آشنا شد و به پیشنهاد میرزا حسینقلی در عرض یک سال و نیم ردیف میرزا عبدالله نزد خود استاد  به  نت در آورد که  متاسفانه تنها دستگاه چهارگاه آن باقی مانده  و بقیه آن  در  اثر بــــی مبالاتی از بین رفته است  .  او چندی نیز به نوشتن ردیف میرزا حسین قلی همت گماشت که بنا به دلایلی ادامه نیافت . معـروف  است که کلنل پس از ورزش صبحگاهی به صندوقخانه میرفت و شب  به تمرین تار  می پرداخت  .  اما زمانی که برای تحصیل موسیـــقی به اروپا سفر کرد حدود 5 سال  از تمرین مدام تار باز ماند  و  مدتی  طول کشید  تا  دوباره  به وضعیت پیش از سفر خویش  باز گردد .

در همین زمان بود که اقدام به تاسیس مدرسه ی موسیقی کرد (یعنی سال 1302) در این مدرسه علاوه بر تدریس ساز نت خوانی ، وزن خوانی و به طور  کلی تئوری موسیقی آموزش داده می شد و عده ای از آهنگسازان  و  نوازندگان   که   آثارشان   بعدها  در  تاریـــــخ  موسیقی  ایران  ثبت  شد  از  این  مدرسه  فارغ التحصیل شدند. کسانی چون  روح  الله خالقـــی ، حسین سنـجری ، عبدالعلی وزیـری ، ابوالحسن صــــبا ، حسین گل گلاب ، خادم میثاق  ،  فروتن راد، موسی معروفی و دیگران .علینـــقی وزیری در سال 1304 کلوپ موزیکال را تاسیس کرد که در این کلوپ هفته ای یک بار با شاگردان خود کنسرت می داد .

در سال 1304 اقدام به برگزاری سلسله کنسرت ها و سخنر انی هایی در زمینه  هنــــر  زیبا  شناسی موسیقی کرد .ریاست مدرسه موسیقی در سال 1307 به او  محول شد  و در حدود سال 1313  در  اثر جدیت در آموزش موسیــــقی توانست تدریس سرود را دربرنامه درسی آموزش  و پرورش دوره دبستان بگنجاند .او تا آغاز جنگ جهانی دوم در مقام ریاست مدرسه موسیقی انجام وظیفــه کرد و سپس از کار برکنار شد .در این دوران به تالیف کتابهایی در زمینه های مختلف موسیقی پرداخت و مدتی نیز به عنوان اسـتاد ممتاز در دانشگاه زیبا شناسی هنر تدریس کرد و سرانجام در پائیز سال 1358درتهران در گذشت .

از آثار او می توان به قطعات بند باز، دخترک ژولیده ، ژیمناستیک موزیکال ، حاضر باش، تصنیف های نیمه شب ، دلتنگ، خریدار تو،شکایت نـــی اشاره کرد . وی تالیفاتی در زمینه موسیقی و هنر  دارد  که  از آن جمله اند : دستور تار (چاپ برلین) ،دستور جدید تار و سه تار ، نظری به موسیقی ایرانی  ، نظری مفصل به موسیقی غربی ، سرود مدارس با اشعار فردوسی و سعدی ، دستور ویولن در دو جلد، زیبا شناسی در هنر و طبیعت ،تاریخ هنرهای مصور و ترجمه ی زیبا شناسی تحلیلی اثر گاستالا .

متولیان این موزه به یقین قصد شان احیائ ارزش های پایدار و مهمتر از همه معطوف به تعاملی تاریخمند و ماندگار است تا ازایـن رهگذر به رویکردی مشترک از بلندای هزاره سوم  در بازآفرینی ارزشها از ژانر های تثبیت شده عبور کرده تا در کسوت حافظه تاریخ رو به بایسته گی جان های آفتابی  نقش عشق کشد .

 

 

                                                                                 با آرزوی صلح و زندگانی طولانی  

                                                                                      تا دوباره ای دیگر بدرود 

                                                                                            عــــلی عـزتی

                                                                                              5/3/1389

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

" انسان چگونه ممکن شد"

" انسان چگونه ممکن شد"

 هنرمندان خودآموخته در رنگین کمانی  زلال به تایید نظر حل معما کرده اند تا در بی نهایت صور خیال ما آیینه تمام نمای تبار انسان باشند، آمده اند تا ترجمان شورمند یهایی باشند که به تمامی انسانها عشق و مهر هدیه می دهند.

آمده اند تا بر کتیبه تاریخ نیاکانمان نقشی جاوید رقم خورد تا چراغ روشنایی باغ خرد از پیوستگی چشمه های گسسته در رستنی گداخته پرکشد.

31 اردیبهشت 89 دریکنده،بابل، در زادگاه نقاش خودآموخته بنام "مکرمه قنبری" گرد هم می آییم تا هم نورد افقهایی دور شویم در دایره واژگانی نا محدود از جنس همان تار و پودی که رویاها از آن جان می گیرند.

انجمن هنرمندان خودآموخته کاروان فرخنده ای را بنام جشنواره فراهم نموده تا با فانوس خیال خویش با گامهای کوچک شان از سرزمین ناشناخته پیش روی خود عبور کندتا تنفس گاهی آزاد و جولانگاهی بی تکرار را طی،تا به عهد امانت وفا کند که با حضور هنرمندان خودآموخته مزین خواهد شد.

 از طرف دیگر پرفورمنس محمد باقر ضیائی، اجرای موسیقی گروه کر ری را، میز گرد با حضور دکتر شیوا دولت آبادی، آفای محمد ابراهیم جعفری، دکتر حسن عشایری، دکتر عبدالرحیم نجل رحیم، علیرضا صحاف زاده و حمید سوری، این مراسم رنگ دیگری خواهد گرفت.

از طرف دیگر کارگاه نقاشی جمعی توسط گروه حجم سبزبا برنامه ای ماندگارآثار دیگری را رقم خواهند زد.

 

مکان جشنواره: بابل، کیلومتر 10 جاده قائمشهر، روستای دریکنده ، خانه موزه ی مکرمه قنبری

 

                                         ( مدیر روابط عمومی جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته)

                                                                      چراغتان فروزان باد

                                                                          علی عزتی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

مصاحبه

 

مصاحبه رادیویی  مدیر روابط عمومی جشنواره هنرمندان خودآموخته

( جهت دانلود کردن مصاحبه مزبور بر روی لینک ذیل کلیک نمایید)

مصاحبه رادیویی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  | 

به سراپرده چو گل

 

"بنام قلمداران ادب که رو به جهان بیکران جاری اند"

در آستانه فهم دگرگونه ای از جهان موجود به میزبانی همه آنانی که در تماشای خورشید رو به آیینه تاریخ گام نهاده اند برخواهیم خواست تا در عبور شکوهمند داشته های مشترکمان ارزش های پاک انسانِ اکنون شکوفا گردد.

با شروع عید باستانی نوروز که سر فصل دیگری از گنجینه تاریخ ما می باشد در صمیمیتی بی پایان، در گستره های بی بدیل مهرورزی به همه عاشقان انسان تبریک و تهنیت می گوییم. درود و بدرود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی عزتی  |